تبليغاتX
بیایید یاد بگیریم نظرات مخالف را بشنویم

 
به کوروش به آرش به جمشيد قسم                به نقش و نگار تخت جمشيد قسم   
             که ايران همی قلب و خون من است                گرفته ز جـــــان از وجــــود من است


نوروز اين يادگار نياکان، يادگار جمشيد برهمه‌ي ايرانيان خجسته و فرخنده باد!
نوروز هديه و يادمان از گذشته دور که يکی از پايه های هويتی و افتخار ديرينه ما ايرانيان است. درود به روان پاک نياکان ما!
نوروز که قرن‌های دراز است بر همه‌ی جشن‌های جهان فخر می‌فروشد، از آن روست که قراردادي مصنوعی اجتماعی و يا يک جشن تحميلی سياسی نيست .جشن جهان است و روز شادمانی زمين ، آسمان و آفتاب ، وجوش ِشکفتن‌ها و شور ِ زادن‌ها وسرشار از هيجان ِ هر آغاز . ... نوروز دست مردم را می‌گيرد و از زير سقف‌ها ، درهای بسته ، فضاهای خفه .... به دامن آزاد و بی‌کرانه‌ی طبيعت می‌کشاند : گرم از بهار ، روشن از آفتاب ، لرزان از هيجان ِ آفرينش و آفريدن ، زيبا از هنرمندی باد و باران ، آراسته با شکوفه ، جوانه ، سبزه و معطر از : ?بوی باران ، بوی پونه ، بوی خاک ... شاخه‌های شسته ، باران خورده ، پاک? ..... نوروز تجديد خاطره‌ی بزرگی است ، خاطره‌ی خويشاوندی انسان با طبيعت است.
 
 
+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 15:53  توسط امیر | 
شکوه میرزادگی مسئول امور اجرایی بنیاد میراث پاسارگاد در مقاله ای چنین مینویسد: 

" به راستی که اصفهان به همان شهرزاد زيبايی می ماند که نه تنها هر شام که هر لحظه از ناشنيده ها و ناگفته ها و ناديده هايی می گويد که هوش از سرتان می برد، فاصله های زمان و مکان را فراموش می کنيد. قدرت فکر کردن تان را از دست می دهيد. و چون همان خليفه ای که حتی وقتی به گناه شهرزاد باور داشت، هر بار که او قصه ای نو را آغاز می کند به شوق شنيدن آن، محو کلمات جادويی او می شويد، و مجازاتش را فراموش می کنيد.
اما اين شهرزاد ـ شهرزاد اصفهان ـ مدتی است که گرفتار بد خليفه ای شده است. اين خليفه نه قصه سرش می شود، نه هنر می شناسد، و نه تاريخ را قبول دارد. برايش زشت و زيبا فرقی نمی کند. قصدش فقط به حراج گذاشتن و فروختن شهرزاد است و در نهايت کشتن شهرزاد.
کل سرزمين برايش اهميت ندارد چه رسد که بخواهد قصه های آن را از زبان اين شهرزاد بشنود. برايش فرقی نمی کند که گنبدهای فيروزه ای چهارباغ در سراسر جهان همتا ندارد و اگر آن ها را هر روز با حرکت مترو، به اندازه ی دو ريشتر زلزله، تکان دهند به زودی بر تار و پودش ترک می دود و چيزی از آن باقی نمی ماند.
برايش فرقی نمی کند که سی و سه پل جای پای ميليون ها انسان را در چندين قرن بر خود دارد. برايش اهميتی ندارد که زاينده رودش را به زباله و نفت آلوده می سازند، خشک اش می کنند و بعد با تونلی پايه هايش را به سستی می کشند. اين چيزها چه فرقی برای اين خليفه ی بی خردِ بی مهر دارد؟ او که نمی تواند صدای جوان هايی را که قرن ها بر پل گذشتند و زمزمه های عاشقانه شان در تاق های اين پل تاريخی پيچيده و زيبايی رازآلودی به آن داده، را بشنود. اين صدا برای او حرام است.
شهرزاد اصفهان در خطر است. و اگر دير بجنبيم ديگر کسی را نداريم که برايمان قصه های قرن ها تاريخ بشری را زمزمه کند. "

به همین سبب این بنیاد بیانیه ای را به شکل زیر اعلام کرد:

از سوی بنياد ميراث پاسارگاد

سال 1388 خورشيدی سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان

 نام می گيرد

بنياد ميراث پاسارگاد، بنا بر سنت هر ساله خود، در آستانه ی فرا رسيدن بهار وسال نوی 1388 خورشيدی، (2548 پاسارگادی) امسال را «سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان» می نامد تا نظر ايرانيان و همه ی فرهنگ دوستان جهان را نسبت به ستمی که بر اين شهر تاريخی، اين نصف جهان زيبا، می رود بيش از پيش جلب کند.

متاسفانه، در سال های اخير، و به ويژه در سال گذشته، علاوه بر بی توجهی های عمدی و غيرعمدی دولت و مسئولين سازمان های ميراث فرهنگی و محيط زيست ايران نسبت به کل ميراث بشری اين سرزمين، سايه ی سياه اين ويرانگری ها برشهر اصفهان، شهر زيبای پل های منحصر بفرد و گنبدهای فيروزه ای ايرانی، افتاده است. همه ی گزارش ها نشان دهنده ی آن است که ميراث تاريخی و فرهنگی اصفهان ـ که بخشی از آن  جزو ميراث جهانی و بشری محسوب می شود ـ به شدت در آستانه ی ويرانی قرار گرفته؛ و اين فاجعه ای است جبران ناپذير که سکوت و بی توجهی نسبت به آن شايسته ی انسان متمدن امروز نيست.

بايد بياد داشته باشيم که انسان پيشرفته ی امروز به تجربه دريافته است که تنها اهميت دادن به مجموعه ای از ارزش های گرانمايه ی بشری می تواند تفاوت معنوی و شگرف او را نسبت به انسان دوران وحش و خارج شونده از ظلمات قرون وسطی آشکار سازد.

اين ارزش ها از آزادی و صلح و حقوق بشر گرفته تا مبارزه با تبعيض های نژادی، مذهبی، جنسيتی، فقر، بی عدالتی، و بالاخره کوشش در راستای حفظ و اهميت ميراث های فرهنگی و طبيعی است که دست آورد سرفرازانه ی او را در طول تاريخ تکاملش نشان می دهند. انسان امروز، با اين که به داشتن بالاترين تکنولوژی های طول تاريخ مغرور است، به خوبی دريافته که بهره وری از اين تکنولوژی ها تنها در سايه ی درک ارزش های فرهنگی بشری و امکان دادن به تبادل اين ارزش ها در بين ملت های جهان امکان پذير است و بس.

و چنين است که ميراث های فرهنگی، تاريخی و طبيعی همه ی جوامع اکنون در زمره ی سرچشمه های ارزش های فرهنگی و دست آوردهای معنوی مردمان جهان قرار گرفته و  حفظ و نگاهداری از آن ها از وظايف و حقوق مسلم و جدی هر انسان متمدنی است.

 

بر اساس اين واقعيت های آشکار، و نيز به احترام شروع سال نوی ايرانی، که نماد انسانی، زيبا و روشن ارزش های زنده و شفاف فرهنگ سرزمين ايران است، و با توجه به نياز شديدی که برای تشويق همگان به کوشش در راستای حفظ و نگاهداری ميراث در خطر شهر زيبای اصفهان وجود دارد، بنياد ميراث پاسارگاد از همگان می خواهد تا در سراسر سال 1388، با هر امکان و وسيله ای که در اختيار دارند، در آگاه سازی مردمان و بسيج همگانی برای نگاهبانی و نجات اين ميراث با ارزش و جهانی پيشقدم شوند.

همچنين، اين «بنياد» و کميته ی وابسته به آن ـ «کميته ی نجات پاسارگاد» ـ اعلام می دارند که آمادگی دارند تا همه ی دادخواست ها و درخواست های سازمان ها، افراد و گروه هايي را که به اين مهم ياری برسانند در مراجع و رسانه های بين المللی منعکس سازند.

با آرزوی اين که سال نوی ايرانی، به عنوان سالی که در آن ملتی برای حفظ ميراث های فرهنگی و طبيعی خويش به پا خواسته است، در تاريخ سرزمين مان بدرخشد و اين نسل را در برابر نسل هایی که خواهند آمد و سند هويت شان را در همين ميراث ها جستجو خواهند کرد سرفراز سازد.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد

20 فوريه 2009 (اسفند 1387ـ  2547 پاسارگاد)     

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 21:27  توسط امیر |