تبليغاتX
بیایید یاد بگیریم نظرات مخالف را بشنویم

نمیدونم چطور و از کجا شروع کنم. یک شب مثل امشب که هوا تازه داشت رو به خنکی میرفت اکبر تازه خوابش برده بود که یکدفعه یک صدای وحشتناک بلند شد همه از خواب پریدند یک صدایی مثل صدای دارکوب که محکم به سینه یک درخت تنومند میکوبید. همه دویدند بیرون ببینند چه خبره اکبر که خیلی دیر خوابش برده بود متعجب از شرایط کنونی، هنوز به افکاری که شاید تا چند دقیقه پیش در ذهنش می چرخید فکر میکرد. آخه میدونید چی شده؟ اکبر آقا یه جورایی عاشق شده. او هرشب قبل از خواب چشم هاش را روی هم میگذاره و به مرضیه دختری که واقعا و از صمیم قلب دوستش داره فکر میکنه.مرضیه دختر آقا مهدی، همسایه جدید مغازه پدر اکبر.

اکبر شب ها چشمهاش را روی هم میگذاره و به اولین باری که مرضیه را دید و یک دل نه صد دل عاشقش شد تا شب خواستگاری، عروسی و حتی زندگی آینده فکر میکنه. درست مثل یک سریال طولانی که اکبر دوست داره هر قسمتش را چند بار مرور کنه. اون تو ذهنش عشقش به مرضیه را یک عشق حقیقی میدونه از آن عشقهای فرهاد به شیرین. اکبر حالا دیگه خیلی جلو رفته اون به جایی رسیده که عصرها از سرکار برمیگرده و با یک لبخند مرضیه و صدای دو تا بچه کوچولو که از سر و کولش بالا میرند تمام خستگی ناشی از یک روز شل و سفت کردن پیچ و مهره ماشین های مردم را از تن به در میکنه.

ولی الان دیگه اون صدای وحشتناک، حتی رشته این افکار قشنگ اکبر را هم پاره میکنه .او صدای پدرش را میشنوه که با تعجب و اضطراب میگه " لا اله الی الله، صدای ضد هواییه ".

آره درست متوجه شدین آن شب شبی بود که اولین هواپیمای عراقی بدون هیچ مزاحمتی آمد و شهر ما را بمباران کرد حالا دیگه همه دستپاچه شدند طولی نمیکشه که برق قطع میشه همه جا ناریک میشه، فقط نور ناشی از گلوله های ضدهوایی توجه همه را در آسمان جلب میکنه.

یکی دو ماه از آن شب سخت و وحشتناک گذشته حالا دیگه آن هواپیماها، آن ضدهوایی ها، آن صداهای انفجار شبها آرزوها و افکار اکبر را به هم میزنه. اکبر هنوز مرضیه را دوست داره و هرشب به یاد اون و داستانهای ساخته ذهن خودش چشمهاش را روی هم میگذاره تا خستگی ناشی از یه روز سخت را از تن به در کنه و شاید حتی برای یک روز دشوارتر آماده بشه.

الان دیگه جنگ به روزهای سخت خودش رسیده، هموطن های جنوبی خوزستانی های خونگرم حالا دارن با دست خالی بدون هرگونه سلاحی  صرفا با چوب و چماق و سنگ با ریختن خون جوونهاشون از میهنشون دفاع  میکنند و غیرت ایرانی را به دیگر زنان و مردان این سرزمین نشان میدهند.

اکبر حالا دو راه داره یکی اینکه مثل خیلی ها بی تفاوت باشه، بگه به من چه و به زندگی روزمره ادامه بده و یا اینکه با فکر حفاظت از پدر و مادر،خواهر کوچولوش و کسی که به تازگی خانه بزرگی مثل قلب اکبر را پیدا کرده و مهمتر از همه وطنش جایی که در تمام سالهای زندگیش به تاریخ، فرهنگ و تمدنش بالیده، جونش را کف دست بگذاره و بره به میدان جنگ.

درست حدس زدین اکبر دومین راه را انتخاب کرد. الان 28 سال از آن روزهای سخت و پر التحاب میگذره. خوزستان حفظ شد، خرمشهر پس گرفته شد، ایران، ایران ماند و مردم ما هنوز نوروز را جشن می گیرند ولی هیچیک از این افعال دیگه برای اکبر ما صادق نیست. اکبر همان روزها رفت ، شهید شد ، جاودانه شد و از همه مهمتر عاشق مرد و مرضیه هیچگاه، نفهمید.

ایران ما فرزندان زیادی مثل اکبر داره که یا جونشون را دادند و یا هنوز که هنوزه با وجود گذشت این همه سال از جنگ روزی چند بار در آسایشگاه ها و بیمارستان ها می میرند و زنده میشوند تنها به خاطر عشق به وطن و عشق به هموطن. عشقی که خیلی ها سعی کردند به یک شخص خاص و یا یک دین و یک ایدئولوژی نسبت دهند اما نشد.

یاد 8 سال دفاع شجاعانه که به ملت ایران تحمیل شد آن هم نه صرفا ً از جانب بیگانه بلکه از جانب خودی، گرامی باد.     

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:42  توسط امیر | 

رضا عطاران

سينماي ما - چند خبر پي‌ در پي جنجالي در بعد از ظهر امروز، سريال بزنگاه را تا پاي توقيف برد و بازگرداند. ابتدا خبر از ابلاغ دستور توقيف سريال بزنگاه بود. دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» از سوي شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما صادر شد. در نامه‌اي كه از سوي شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما به خبرگزاري فارس ارسال شده، آمده است: با توجه به اعتراضات گسترده مردمي و بسياري از نخبگان و كارشناسان دلسوز حوزوي و دانشگاهي و همچنين انتقاد قبلي رياست شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما از ادامه هنجارشكني‌هاي غيراخلاقي و غيرشرعي و حتي غيرقانوني سريال «بزنگاه»، دستور توقف اين سريال طي نامه‌اي خطاب به رياست سازمان صداوسيما از سوي رياست شوراي نظارت ابلاغ شد.

ايشان در ادامه اين نامه به ذكر نمونه‌هايي از بخش الفاظ ركيك و زشت در سريال بزنگاه آن هم در بهترين ساعت معنوي ماه مبارك رمضان از قبيل: «خفه شو، اينقدر زر نزن، ميترسم خريتش كار را خراب كنه، گاز بده لعنتي، تو كپه مرگت روبذار، درسته گاهي من خلم ولي تو هميشه خلي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينا رو از كدوم گوري پيدا كردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من را بالا نيومده، آشغال‌بر، مرتيكه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌هاي ديونه و نمايش حركات ناپسند از قبيل بازي با انگشتان دست كه در عرف نماد و يا معناي زشتي را متبادر مي‌كند، انتخاب سوژه مكرر آبريزگاه و دستشويي، توهين به والدين كه در دستشويي مي گويد: «اينجا بوي آقاجون رو ميده» اشاره نمودند كه در تضاد آشكار در ايفاي رسالت فرهنگي سازمان صداوسيما است. رئيس شوراي نظارت در پايان اين نامه از مهندس ضرغامي خواست با توجه به تخلفات انجام شده و انتقادات شديد مردم نسبت به توقف سريال مذكور اقدام عاجل معمول و نتيجه را به شوراي نظارت منعكس شود.

                   

و بالاخره واكنش مدير شبكه سوم سيما بود كه حكم ادامه پخش سريال را قاطع‌تر امضا كرد. «علي اصغر پورمحمدي» مدير شبكه سوم سيما، نسبت به ابلاغ دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» از سوي شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما، واكنش نشان داد. «علي اصغر پورمحمدي» مدير شبكه سوم سيما  در واكنش به نامه شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما به مهندس ضرغامي، اظهار داشت: در حال حاضر براي جلوگيري از نمايش اين سريال دستوري به من نرسيده تا پخش آن را از شبكه سوم سيما متوقف كنم. وي افزود: اين دستور بايد از طرف آقاي ميرباقري معاون سيما يا مهندس ضرغامي رئيس رسانه ملي اعلام شود.

وي در پايان گفت: به زعم من ، اين كار مواجهه با افكار عمومي و ميليون‌ها مخاطبي است كه تاكنون اين سريال را دنبال كرده‌‌اند به‌طوري كه تاكنون پربيننده ترين سريال سيما در ايام ماه مبارك رمضان بوده است. 
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:23  توسط امیر | 

در هفته هاي اخير لايحه حمايت خانواده که از طرف دولت براي بررسي و تصويب به مجلس فرستاده شده، يکي از خبرسازترين اتفاقات حوزه زنان در سالهاي اخير بوده است. مخالفان اين لايحه را طيف وسيعي از فعالان جنبش زنان، حقوقدانان زن و روزنامه نگاران گرفته تا نمايندگان مجلس و زنان احزاب اصلاح طلب و اصولگر تشکيل مي دهند. آنها اين لايجه را تجويز و تشويق ازدواج مجدد مردان مي دانند و عقب گردي نسبت به قانون حمايت خانواده سال 1353 که گرچه چند همسري را از بين نبرده بود اما آن را به دو همسر و آن هم با اجازه همسر اول يا شرايطي بسيار سخت محدود کرده بود. موافقان لايحه نيز در دولت هستند يا در قوه قضاييه و آن را نظم و نسقي مي دانند براي وضعيت بي نظم و مغشوش قوانين خانواده به خصوص در حوزه تعدد زوجات.

اما مسائل اين لايحه تنها به ترويج چندهمسري محدود نمي شود. آنچه مي خوانيد، بررسي سردستي است در مورد برخي از مواد اين لايحه که به نظر مي رسد باري منفي براي زنان در بر دارد. در نوشتاري ديگر بعضي از بخشهاي مثبت اين لايحه را از نظر خواهيم گذراند. بحثهاي مفصل کارشناسي پيرامون تک تک اين مواد و مواد ديگر را به زودي در سايت ميدان خواهيد خواند.

ماده 2- دادگاه خانواده با حضور رئيس يا دادرسي علي البدل و دو مستشار تشکيل مي شود که  حتي المقدور يکي از مستشاران دادگاه از بانوان دارنده پايه قضايي مي باشد. رسميت جلسه و صدور راي با اکثريت امکان پذير است.

نتيجه عملي گنجاندن کلمه "حتي المقدور" در اين ماده اين خواهد بود که در کوتاه مدتي، زناني که در مراجعه به دادگاههاي خانواده تا به حال با يک قاضي مرد مواجه مي شدند، با سه قاضي مرد طرف خواهند شد بدون اينکه لزوما قاضي زني در دادگاه باشد که بتواند حرفهايي را که نمي توانند با مردان بزنند، به خصوص در زمينه مسايل جنسي و روابط زناشويي، بشنود و يا از زاويه ديد يک زن، به زندگي خانوادگي نگاه و قضاوت کند.

ماده 11- دادگاه مي تواند جهت فراهم نمودن فرصت صلح و سازش ، جلسه دادرسي را به درخواست زوجين با يکي ازآنان ، حداکثر براي دو بار به تاخير بيندازد.
در حال حاضر هم طلاق، آن هم به طلاق به درخواست زن، روندي طولاني و نفس بر دارد و با توجه اينکه اين قانون زن و مرد را مجبور مي کند که پيش از طلاق به مراکز مشاوره خانواده مراجعه کنند بدون اينکه معلوم باشد نهايتا چند جلسه مشاوره بايد بروند و بيايند تا مرکز مشاوره به دادگاه اعلام کند که سازش و حل اختلاف ممکن نيست ( تعيين مهلت در اين لايحه به قاضي سپرده شده است) و يک بار ديگر هم همين داستان را در تعيين داور و تشکيل جلسات داوري و سازش تکرار کنند، به نظر مي رسد روند طلاق از آنچه در حال حاضر هست هم طولاني تر خواهد شد. انگار قانونگذار مي خواسته کاري کند که نفس خيلي ها در اين سربالايي پر پيچ و خم ببرد و از نيمه راه، بازگردند و در اين ميان، زني که به حکم قانون مدني مکلف به زندگي در خانه شوهر تا زمان طلاق و تمکين از اوست وگرنه ناشزه محسوب مي شود، بازنده اصلي خواهد بود.

ماده 18- در حوزه هاي قضايي که مراکز مشاوره خانواده ايجاد شده است  دادگاه خانواده مي تواند در صورت لزوم با مشخص نمودن موضوع اختلاف و تعيين مهلت،نظر مرکز مشاوره خانواده را خواستار شود. 
در اين ماده، ارجاع به مراکز مشاوره خانواده از سوي قاضي، اجباري نشده و حتي موضوعاتي که قاضي بايد به مشاور ارجاع دهد مشخص نشده است. با توجه به نقش مهمي که نظر اين مراکز در مراحل بعدي کار دارد، واگذاري اين موضوع به تشخيص قضات که بستگي به سليقه آنان دارد مي تواند رويه هاي متفاوت و متعارض در دادگاهها ايجاد کند که نتيجه نهايي آن ضايع شدن حقوق افراد است.

تبصره1 ماده 21- جلسات مشاوره لزوماً با حضور افراد مورد اعتماد طرفين و ترجيحاً از خويشاوندان آنان برگزار مي شود.
به نظر مي رسد اين ماده را کسي يا کساني نوشته اند که از ابتدايي ترين اصول مشاوره خانواده بي اطلاع بوده اند. تشکيل جلسات مشاوره با حضور اجباري کسان ديگري غير از زن و شوهر، آن را از يک جلسه علمي احتمالا به يک جلسه ريش سفيدان تبديل خواهد کرد بي آن که زن و مرد بتوانند حرفهايشان را به مشاور بزنند يا او بتواند به نتيجه اي علمي و درست برسد. مطمئنا اگر مشاور لازم بداند از خويشاوندان يا افراد مورد اعتماد براي شرکت در جلسه دعوت خواهد کرد اما اصل کار مشاوره را صحبت دو نفره مشاور و مشاوره شونده تشکيل مي دهد که در آن مشاوره شونده بتواند همه مسائل خود را بدون ترس از مشکلات جانبي بازگو کند. بعد هم اگر افراد غير متخصصي از خويشان و آشنايان مي توانستند گره از کار فروبسته زن و مردي بگشايند، ديگر چه نيازي به دادگاه و قانون بود؟

ماده22- ثبت عقد نکاح دائم ، فسخ و انفساخ آن ، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح و طلاق الزامي است.
تبصره : ثبت نکاح موقت تابع آيين نامه اي که به تصويب وزير  دادگستري مي رسد.
اين ماده، ثبت نکاح موقت را الزامي ندانسته و آن را به آيين نامه اي که نمي دانيم مي خواهد چه مقرراتي جز لزوم ثبت نکاح موقت پيش بيني کند حواله داده است. بنابراين با تصويب اين ماده همچنان زنان در ازدواج موقت بايد به دنبال اثبات ازدواج خود راهروهاي دادگستري را سالها و سالها گز کنند، نتوانند براي بچه هايشان شناسنامه بگيرند و حتي نتوانند ثابت کنند زماني، شوهري داشته اند!

ماده 23- اختيار همسر دائم بعدي،  منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت بين همسران مي باشد.
تبصره- در صورت تعدد ازدواج چنانچه مهريه حال باشد و همسر اول آن را مطالبه نمايد، اجازه ثبت، ازدواج مجدد منوط به پرداخت مهريه زن اول است.

اين ماده، تسهيل کننده تعدد زوجات به خصوص براي مردان ثرونمند است و به مردان اين امکان را مي دهد که بدون اينکه کسب رضايت همسر اول لازم باشد، تنها به شرط اينکه تمکن مالي داشته باشند و تعهدي بدهند که عدالت را بين همسران خود (هر چند تا که باشند!) اجرا خواهند کرد، ازدواج مجدد کنند؛ بدون اينکه ضمانت اجرايي براي عدم اجراي عدالت باشد يا خواست زن اول به حساب آمده باشد. در خوشبينانه ترين حالت اگر او اصلا خبردار شود که قرار است دادگاهي که قضات آن سه مرد يا دو مرد و يک زن خواهند بود، قرار است اجازه تجديد فراش به شوهرشان بدهد، مهريه خود را، که البته هميشه مي توانسته مطالبه کند، مطالبه کند! و يا اگر شرطي در عقدنامه اش باشد که در صورت ازدواج مجدد مرد بدون اجازه او، حق طلاق داشته باشد، طلاق بگيرد! همين و تمام! نه از خانه و کاشانه چيزي باقي مي ماند و نه از خانواده اي که قانون ادعاي حمايت از آن را دارد!

ماده 25- وزارت امور اقتصادي و دارايي موظف است از مهريه هاي بالاتر از حد متعارف و غير منطقي با توجه به وضعيت زوجين و مسايل اقتصادي کشور متناسب  با افزايش ميزان مهريه به صورت  تصاعدي در هنگام ثبت ازدواج ماليات وصول نمايد.
ميزان مهريه متعارف و ميزان ماليات با توجه به وضعيت عمومي اقتصادي کشور به موجب آئين نامه اي خواهد بود که به وسيله وزارت امور اقتصادي و دارايي پيشنهاد و به تصويب هيات وزيران مي رسد.

معني فارسي اين ماه اين است که هر سال وزارت دارايي، براي مهريه سقفي اعلام مي کند و اگر زني مهريه اي بيش از سقف تعيين شده خواست، همانجا در هنگام ثبت ازدواج، درست همان زمان "کي داده و کي گرفته"، بايد ماليات آن را بپردازد.

ماده 38- در طلاق رجعي ، صيغه طلاق مطابق مقررات مربوط جاري و مراتب صورتجلسه مي شود ولي ثبت طلاق منوط به ارائه گواهي کتبي حداقل دو شاهد مبني بر اسکان زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پايان عده مي باشد مگر اينکه زن رضايت به ثبت داشته باشد در صورت تحقق رجوع ، صورتجلسه طلاق ابطال و در صورت عدم رجوع صورتجلسه تکميل و طلاق ثبت مي شود. صورتجلسه تکميلي به امضاي سر دفتر ، زوجين يا نماينده آنان و دو شاهد طلاق مي رسد . در صورت درخواست زوجه گواهي اجراء صيغه طلاق و عدم رجوع زوج، به وي اعطاء مي شود.
طلاق رجعي طلاقي است که به درخواست شوهر انجام مي شود. ظاهرا نويسندگان لايحه خواسته اند با اين ماده امکان تشکيل دوباره خانواده را در حمايت از زني که نمي خواسته طلاق بگيرد با زندگي مشترک در طول دوران عده (در بيشتر موارد حدود 3 ماه و 10روز) ايجاد کنند اما به اين نکته توجهي نکرده اند که با اجراي صيغه طلاق، زندگي مشترک با مردي که ديگر شوهر زن محسوب نمي شود، عذابي اليم خواهد بود. به خصوص اينکه "رجوع" تعريف و مصاديق مشخصي ندارد و ممکن است با هر نوع ارتباط ساده اي، از سخن گفتن و خنديدن گرفته تا هرنوع تماس بدني محقق شود.

ماده 44- چنانچه مردي بدون ثبت در دفاتر رسمي اقدام به ازدواج دايم، طلاق،فسخ رجوع نمايد،ضمن الزام  به ثبت واقعه ، به پرداخت مبلغ بيست ميليون تا يک صد ميليون ريال جزاي نقدي و يکي از محروميتهاي اجتماعي متناسب محکوم مي شود. 
اين ماده، جزاي نقدي ثبت نکردن ازدواج را که در قانون سال 1372 حداکثر 5 ميليون تومان بود، به 2 ميليون تومان کاهش داده و به اين ترتيب، اگر مردي مثلا بدون اجازه دادگاه مجددا ازدواج کند، يا با زني ازدواج کند و نخواهد شناسنامه اش خط خطي شود، يا نخواهد حقوق قانوني همسرش را بدهد، بي آنکه ازدواجش باطل اعلام بشود مي تواند با دادن حداکثر 2 ميليون تومان، همه گناهانش بخشوده خواهد شد و در نهايت پاک و منزه به سوي دفترخانه عقد و ازدواج دلالت مي شود!

ماده 46-هر فرد خارجي بدون اخذ اجازه  مذکور در ماده ( 1060) قانون مدني با زن ايراني ازدواج نمايد به حبس از نود و يک روز تا يک سال محکوم مي شود .در اين صورت زن چنانچه به اختيار خود ازدواج کرده باشد و ولي دختر در صورتي که ازدواج به اذن وي صورت گرفته باشد و همچنين عاقد به عنوان معاون در جرم مزبور محکوم خواهند شد. 
در نگاه اول اين ماده در جلوگيري از ازدواجهاي ثبت نشده زنان ايراني با مردان خارجي که مشکلاتي مثل بچه هاي بي شناسنامه و... ايجاد مي کند، به نفع زنان است. اما در حالي که مرد ايراني هر زمان که بخواهد مي تواند بدون کسب هيچ اجازه اي با زن خارجي ازدواج کند، زن ايراني که تازه براي نکاح، در صورت دوشيزه بودن اجازه پدر را نياز دارد، از سوي دولت هم به عنوان صغيري تشخيص داده شده که اگر بخواهد با خارجي ازدواج کند بايد از دولت اجازه بگيرد. علاوه بر اين، اگر اين کار را نکند، يا نتواند ثابت کند که به ميل و رغبت خود ازدواج نکرده، بايد مجازات هم بشود. همه مي دانند چقدر سخت است وقتي ظاهرا با پاي خودت پاي سفره اي نشسته اي و "بله" اي گفته اي، بعدها بتواني ثابت کني آن نشستن به خاطر فشار خانواده يا فقر پدر يا هزار و يک دليل پيچيده غيرقابل توضيح، از روي اختيار نبوده است.

 شادی صدر(meydaan.net)

..........................................................................................................................................

با توجه به اینکه بیشتر توجه فعالان حقوق زنان در این لایحه به ماده ۲۳ منعطف بود ذکر ماده 16 قانون مصوب سال 1353 را در اینجا خالی از لطف نمی دانم.این قانون براي اينکه مرد بتواند با داشتن زن، همسر دوم اختيار کند 9 شرط را برشمرده بود؛

1- رضايت همسر اول

2- عدم قدرت همسر اول به ايفاي وظايف زناشويي

3- عدم تمکين زن از شوهر

4- ابتلاي زن به جنون يا امراض صعب العلاج

5- محکوميت زن به بيش از 5 سال حبس

6- ابتلاي زن به هرگونه اعتياد

7- ترک زندگي خانوادگي از طرف زن

8- عقيم بودن زن

9- مفقود الاثر شدن زن.

اين شرايط بايد توسط دادگاه احراز مي شد و اگر دادگاه آن زمان که در ميان آنان قضات زن نيز يافت مي شد، راي به ازدواج مجدد مرد مي داد، مرد مي توانست همسر دوم بگيرد.

اما اگر مردي با داشتن همسر بدون تحصيل اجازه دادگاه مبادرت به ازدواج مي کرد، طبق ماده 17 به حبس از شش ماه تا يک سال محکوم مي شد و همين مجازات براي عاقد و سردفتر ازدواج و زن جديدي که عالم به ازدواج سابق مرد بوده است، تعيين مي شد، که اين مجازات ها و طبقه بندي مجازات که از نوع جنحه يي بود، مجازات مهمي محسوب مي شد. در ابتدا بايد توجه داشت که هر آنچه در زمان گذشته تصويب شده است، تمام و کمال نمي تواند مورد تاييد قرار بگيرد زيرا ماده 16 سال 1353 که سي و سه سال پيش به تصويب رسيد، اعتراضات گسترده يي را از جانب فعالان حقوق زنان ايجاد کرد که چرا تصميم گيري درخصوص ازدواج مجدد مرد در مواردي بايد به دادگاه سپرده شود؟ و پيرامون اين ماده گفت وگوها، مباحث و مقالات فراواني در آن زمان گفته و نوشته شد.

 .........................................................................................................................................

سرانجام پس از اعتراض های گسترده فعالان جنبش زنان و تهدید بر تحصن در مقابل مجلس حميد رضا حاجي‌بابايي عضو هیئت رئیسه مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس با اعلام اين خبر گفت:‌ باتوجه به اينكه لايحه مذكور به كار كارشناسي بيشتر نياز دارد و بايد با ظرافت و دقت بيشتر بررسي شود و همچنين كارشناسان مختلف در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي نگاه‌هاي متفاوتي نسبت به اين لايحه دارند به نظر مي‌رسد كه اين لايحه بايد به كميسيون حقوقي و قضايي برگردد تا كار كارشناسي بيشتري روي آن صورت گيرد.

متن کامل لایحه حمایت از خانواده(1386)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 10:21  توسط امیر |