تبليغاتX
بیایید یاد بگیریم نظرات مخالف را بشنویم

امشب از آسمان دیده تو                          روی شعرم ستاره میبارد
در سکوت سپید کاغذها                           پنجه هایم جرقه میکارد
شعر دیوانه تب آلودم                               شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دوباره می سوزد                       عطش جاودان آتشها
آری آغاز دوست داشتن است                    گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم                         که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا حذر کردن                         شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند                   عطر سکر آور گل یاس است
آه بگذار گم شوم در تو                             کس نیابد ز من نشانه من
روح سوزان آه مرطوب من                        بوزد بر تن ترانه من
آه بگذار زین دریچه باز                             خفته در پرنیان رویا ها
با پر روشنی سفر گیرم                           بگذرم از حصار دنیاها
دانی از زندگی چه میخواهم                     من تو باشم  ‚ تو ‚ پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود                            بار دیگر تو بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریاییست                    کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفانی                     کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم                بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان                 تن بکوبم به موج دریا ها
بس که لبریزم از تو می خواهم                چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام                           به سبک سایه تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است                 گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم                       که همین دوست داشتن زیباست

                 

                                  فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 13:34  توسط امیر | 
در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر
حجره چندین مرد در زنجیر ...

از این زنجیریان، یک تن، زنش را در تب تاریک بهتانی به ضرب
 دشنه ئی کشته است .
از این مردان، یکی، در ظهر تابستان سوزان، نان فرزندان خود
 را، بر سر برزن، به خون نان فروش
 سخت دندان گرد آغشته است .
از اینان، چند کس، در خلوت یک روز باران ریز، بر راه ربا خواری
 نشسته اند
کسانی، در سکوت کوچه، از دیوار کوتاهی به روی بام جسته اند
کسانی، نیم شب، در گورهای تازه، دندان طلای مردگان را
می شکسته اند.

من اما هیچ کس را در شبی تاریک و توفانی نکشته ام
من اما راه بر مرد ربا خواری نبسته ام
من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجسته ام .
***
در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب و در هر نقب چندین حجره، در هر
حجره چندین مرد در زنجیر ...

در این زنجیریان هستند مردانی که مردار زنان را دوست می دارند .
در این زنجیریان هستند مردانی که در رویایشان هر شب زنی در
وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد .

من اما در زنان چیزی نمی یابم - گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش -
من اما در دل کهسار رویاهای خود، جز انعکاس سرد آهنگ صبور
این علف های بیابانی که میرویند و می پوسند
و می خشکند و می ریزند، با چیزی ندارم گوش .
مرا گر خود نبود این بند، شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان،
می گذشتم از تراز خاک سرد پست ...

جرم این است !
جرم این است !

احمد شاملو

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 22:50  توسط امیر | 

                                           

اصولاً جوانان مخترع و صاحب‌ذوق و استعداد ايراني نه تنها هر روز چيزهاي خوب و مفيد اختراع و اكتشاف و ابداع مي‌كنند، بلكه در فاز دوم تلاش‌هايشان رفته‌اند سراغ مفيد كردن چيزهاي مضر و بدآموزي‌دار تا جهانيان متوجه شوند قدرت up to date كردن جوانان ما چقدر بالاست.

اين هم آخرين خبر از به ثمر رسيدن دستاوردهاي يك جوان ملكاني در همين راستاهاي فوق:

 

شاهین زوارقی از مبتکرین و مخترعین بسیجی در دانشگاه علمی کاربردی مراغه موفق به کشف داروی گیاهی با عنوان "اکستازی اسلامی "شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران بسيج، این دارو که بدلیل شادی آور بودن اکستازی اسلامی نامیده می شود ، حدود 3 سال بر روی 80 نفر از دانشجویان داوطلب امتحان شده است.

"اکستازی اسلامی" جهت جلوگیری از انسداد رگهای قلبی می باشد که از عصاره 6 گیاه از جمله گیاه آمگا ،عصاره بید مشک و عصاره گیاه نعناع بدست آمده و به صورت نوشیدنی می باشد.

این دارو برای اولین بار در جهان بصورت گیاهی تهیه شده و بصورت شیمیایی نمی باشد که برای کبد عوارض جانبی داشته باشد و لیکن این داروی گیاهی هیچگونه عوارض جانبی ندارد.

مقاله این مبتکر بسیجی در کشور فنلاند از بین 30کشور شرکت کننده رتبه سوم را کسب نموده و همچنین در سال 85در جشنواره امیر کبیر به عنوان مقاله اول شناخته شده است.  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 18:40  توسط امیر | 

        

فرنوش امیرشاهی(روزنامه اعتماد): در روزهایی که دانشگاه های سراسر کشور در تعطیلات تابستانی به سر می برند، جمعی از استادان ممتاز و صاحب نام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با حکم بازنشستگی یا حکم انتظار خدمت روبه رو شده اند.

بر این اساس دکتر «ایرج گلدوزیان»، دکتر «امیرناصر کاتوزیان»، دکتر «محمود عرفانی» اساتید برجسته قانون جزا، حقوق مدنی و قانون تجارت به همراه دکتر «ابوالقاسم گرجی» استاد حقوق اسلامی بازنشسته شدند.همچنین دکتر «محمد آشوری» استاد آیین دادرسی کیفری، دکتر «جمشید ممتاز» استاد حقوق بین الملل، دکتر «عزت الله عراقی» استاد حقوق کار و دکتر «نجادعلی الماسی» استاد حقوق بین الملل خصوصی نیز هنوز حکم رسمی بازنشستگی را دریافت نکرده اند و در لیست «انتظار خدمت» قرار دارند.

دپارتمان علوم سیاسی هم در این میان بی نصیب نمانده است و دکتر «همایون الهی» استاد خاورمیانه و خلیج فارس با دریافت حکم بازنشستگی از تدریس خداحافظی کرد. این تغییر و تحولات در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران که گویا تعطیلات تابستانی مانع از توقف آن نشده، در پی ابلاغ آیین نامه جدیدی از سوی مسوولان دانشگاه تهران انجام شده است. در آیین نامه مزبور مقرر شده است آن دسته از اساتیدی که سن آنها ۷۰ سال یا بیشتر است، باید بازنشسته شوند. اما اساتیدی که بین ۶۵ تا ۷۰ ساله هستند، می توانند با اجازه دانشگاه به تدریس ادامه دهند.

به رغم محتوای آیین نامه روند بازنشستگی ها فراتر از آن بوده و اساتید کمتر از ۷۰ سال را نیز در بر گرفته است. به علاوه، اساتیدی در لیست قرار دارند که به لحاظ رتبه بندی های دانشگاهی در زمره «استاد ممتاز» هستند و بازنشستگی شامل آنان نمی شود. همچنین نکته دیگری که در نقض آیین نامه اخیر خودنمایی می کند، معافیت حجت الاسلام «عباسعلی عمیدزنجانی» رئیس سابق دانشگاه تهران از بازنشستگی است. وی متولد سال ۱۳۱۶ در شهر زنجان است و هم اکنون با ۷۱ سال سن در دانشگاه تهران کرسی تدریس اندیشه سیاسی اسلام، فقه و حقوق اسلامی را دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 22:33  توسط امیر | 

اگر چه هشت سال از وداع شاعر بزرگ ما با واژه‌ها گذشته است، اما اميد و زندگی هم‌چنان در ترانه‌های شورانگيز او ادامه دارد. شاملو، شاعر آزادی، يکی از کم‌نظيرترين شاعرانِ متعهدِ روزگار ماست که حضور انسان را بر آفاقِ روشنِ آگاهی و رهائی، حياتی شريف و خلل‌ناپذير بخشيد. او بود که در دشوارترين شرايط، آيندگان را به درکِ درستِ راهِ مبارزه، دلاوری و خِرَد بشارت داد.

احمد شاملو پرستارِ بی‌خوابِ پروانه و شبنم، در سراسرِ زندگیِ پُر فراز و نشيبِ خود، نه سکوت راتاب آورد و نه سرسپردگی را. شعر رهائی‌بخشِ او، جز صلای آزادی، هرگز برای خاموشی و فراموشی سروده نشد. کلام و کردارِ آزادی‌خواهانه‌ی او که مَنِش و سرمشقِ نسل‌های پُر اميد امروزی ماست، ما را جز به راهِ مبارزه برای تحکيم و گسترش آزادیِ انديشه و بيان دعوت نمی‌کند.

شعرهای باشکوهی چون بچه‌های اعماق، نوبت ماهی، فصل ديگر، شبانه، بر سرمای درون و بسيار شعرهای از اين دست، از دلِ کدام بامداد برآمده، شب را شکسته و عظمتِ آزادی را نشان‌مان داده است جز همين بامداد که زنده و بی‌نظير مقابلِ ماست.

بخشی از بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت هشتمين سالگرد درگذشت احمد شاملو

                

دهانت را می بويند
مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می بويند
روزگار غريبيست نازنين!
و عشق را
کنار تيرک راه بند
تازيانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد
در اين بن بست کج و پيچ سرما
اتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان می دارند
به انديشيدن
خطر مکن
انکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ امده است
نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد
انک قصابانند
بر گذر گاهها
مستقر
با کنده و ساطوری خون الود
روزگار غريبی ست نازنين!
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه ها را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد
کباب قناری
بر اتش سوسن و ياس
روزگار غريبی ست نازنين!
ابليس پيروز است
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد


یادش گرامی و راهش پر ره رو باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 0:49  توسط امیر |